قاضى ابرقوه

مقدمه مصحح 18

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )

از او شنيده و در مصنّف خود آورده است . مغازى مزبور در تدوين كنونى تقريبا شامل تمام وقايع حيات رسول اكرم و بعضى از وقايع مربوط به بعد از وفات آن حضرت است . 2 - در بصره سليمان بن طرخان تيمى ( 46 - 143 هجرى ) است كه به تشيّع معروف بوده و از زمرهء عبّاد و زهّاد زمان خود به شمار مىآمده است و داراى كتاب مغازى بوده كه پسرش معتمر آن را روايت كرده است . به سليمان بن طرخان در صفحهء 231 فهرست ابن خير كتابى در سيرة رسول اللّه با روايت پسرش معتمر ، و در فتح البارى ج 7 ص 356 و 383 كتابى در مغازى نسبت داده شده است . 3 - در دمشق ابو العبّاس وليد بن مسلم دمشقى عالم شام ( متولّد 119 و متوفّى در 194 تا 196 ) كه روايت تاريخى استادش ابو عمر عبد الرّحمن بن عمرو الأوزاعى ( متولّد 88 و متوفّى در 158 ) امام و فقيه أهل شام را جمع آورى و در مغازى خود روايت كرده است . محمّد بن اسحاق از هيچيك از كسانى كه نام برديم بجز از وهب بن منبّه [ 1 ] نقل نكرده است . اينك بايد ديد در برابر اخبار ساير محدّثان اخبارى كه محمّد بن اسحاق نقل مىكرده چگونه در بلاد اسلامى به توسط كسانى كه آنها را از او شنيده بوده‌اند انتشار و شهرت يافته و در طىّ زمان دست به دست گشته است :

--> [ ( 1 - ) ] براى شرح حال وهب بن منبه رجوع شود به : الجرح و التعديل ابن أبى حاتم ج 9 ص 24 و مصادر تاريخ اليمن فى عصر الاسلامى تأليف ايمن فؤاد ، ص 55 و ذهبى ميزان الاعتدال ، ج 4 ص 352 و تهذيب ابن حجر ، ج 11 ص 166 و تاريخ الكبير بخارى ، ج 4 ق 2 ص 164 و حلية الاولياء ابو نعيم اصفهانى ، ج 4 ص 23 و ارشاد ياقوت ، ج 7 ص 232 و كشف الظنون حاجى خليفه ، ج 4 ص 518 و ابن سعد ، ج 5 ص 390 و 395 و ابن خلكان ، ج 6 ص 35 و دائرة المعارف اسلامى ( شمارهء 6 مراجع بزبانهاى اروپائى ) و براى شرح حال معمر بن راشد : -